"زنده بادمخالف من"
حال کار به آنجا رسیده است که افراد دارای نفوذ و قدرت در کارهای تخصصی دخالت کرده و میخواهند نظرات خود را(چه درست و چه غلط!!!)بر مردم تحمیل کنند.
برای مثال مرگ ندا آقا سلطان عزیز.احمد خاتمی نماز جمعه موقت تهران در خطبه های خود گفت:هر آدمی این فیلم را ببیند متوجه میشود که تیر از پشت توسط اغتشاشگران(!!!) به او شلیک شده.این در حالی است که آرش حجازی پزشکی که هنگام تیر خوردن بالای سر او بوده است گفته:تیر از جلو به ندا شلیک شده و چند لحظه بعد مردم فریاد زدنند گرفتیمش گرفتیمش.مردم موتور سواری را که بعد از زمین زدن او شناسایی کردنند که او یک بسیجی است و یک کلت حمل میکند".
این یکی از هزار مواردی است که افراد دارای قدرت خود را بر دیگران مرجع دانسته و به خود اجازه میدهند در کارهای تخصصی دخالت کرده و اظهار نظر کنند.
مطلب را با یک جمله از باراک اوباما پایان می برم(نه به خاطر اینکه رئیس جمهور آمریکاست،نه. بلکه چون جمله پر محتوایی است ):
"آنانی که برای عدالت میکوشند همیشه در سمت درست تاریخ ایستاده اند".
اگر هم نه مشکلي پيش نمي ايد چون نه تنها مشکل ايجاد نميکند بلکه خود مشکل است.
کسي که بعد از به قتل رساندن زهرا کاظمي به او تجاوز کرد تا بتواند پرونده را آنگونه که دلخواهش است جلو ببرد.
حال او مسئول رسيدگي به دستگير شدگان اخير در اعتراض ها به نتيجه انتخابات است.خدا ميداند چه بلايي بر سرشان مي آورد...
من که برايشان از صميم قلب دعا ميکنم...
آنها را تنها نگذاريد...
زودياک
اه
اصلا چي شد؟
دنیای من چقکدر کوچک شده است.از اجتماع طرد شده ام.مزوی طرد شده.دگر چیزی برای از دست دادن نمانده است.اه ای خدای من میترسم، میترسم.
گذشته ام را پس دهید.گذشته ای که گذشته است و اکنون من زنی طرد شده ام.از اجتماع ،مردم.حال سنگسار می کنید ،زندان می کنید، می زنید، می کشید، تجاوزمی کنید ....دگر چیزی از این پیکر باقی نمانده است.پیکری که شما ان را نصف خود هم نمیدانید اگر میدانستدکه ..... .
حال یادتان به زنهای فروخته شده به عربها می افتد!!!!!می گویید مردان خدا، مردان مخلص مردان...کدام خدا!!! اینها که خدا را نمیشناسند.خدا؟مذهب؟دین؟نه کلمه هایی بیش نیستند!!!!!(البته منظور کسانی است که در متن نوشته شده)
....
فریادم را بشنو.....همین!!!!!!
مینویسم برای باران
مینویسم تا خون این ابرهای پاره پاره
از آسمان بچکد
و زمین را پر کند
از آزادی
.................................
زودیاک
http://www.petitiononline.com/aassddff/petition-sign.html
مطلب را با يک شعر از خسرو گلسرخي به پايان ميبرم:
پيراهني ز رنگ به تن کرده
با قلب خون فشان،
اين لاله هاي شهري
از گودهاي جنوب شهر
مي آيند...
اين لاله هاي شهري
از نان و رهايي،
حرف ميزنند...
اين لاله هاي شهري آيا
در توپخانه،
در جاده قديم شميران
در اوين
پژمرده ميشونند؟
نه!
اين لاله هاي شهري
ميگويند:
بايد مواظب هم باشيم.نام مرا نپرس
بگذاراز تو من
زياد ندانم...